عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

86

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

دلو آبيارى مىشود بيست يك بگيرد ، و براى هر ده شتر دو گوسفند ، و براى بيست شتر چهار گوسفند ، و براى هر سى گاو يك گوساله نر يا ماده بگيرد ، و براى هر چهل گوسفند و بز چرنده يك گوسفند يا بز بگيرد ؛ اين فريضه خدا بر مؤمنان است و هر كس بيشتر داد ، برايش بهتر است و خير به حساب مىآيد . هر يهودى يا نصرانى كه به دلخواه خود مسلمان شود ، در حقوق و وظايف از شمار مؤمنان است و هر كس بر نصرانيت يا يهوديت خود باقى بماند ، دين وى تغيير داده نمىشود ؛ البته مرد و زن بالغ ، چه آزاد چه برده ، بايد يك دينار يا معادل آن پارچه بدهد و هر كس اين را داد ، در ذمّه خدا و ذمّه پيغمبر است و هر كس امتناع نمود ، دشمن خدا و پيغمبر و همهء مؤمنان است » . بيهقى گويد : اين حديث ، پيوست‌هاى زيادى هم در زكات و ديات دارد و در بعضى روايات ، مواردى را از آنچه گذشت ندارد . از طبقات ابن سعد برمىآيد كه اين نامه ، به خط ابىّ بن كعب بوده است . ( 1 ) دستور العملهاى ديگر از پيغمبر ( ص ) پيغمبر ( ص ) دستور العملى هم براى صدقات نوشته بود كه آن را ابو بكر و سپس عمر اجرا مىكردند . ابن سعد در طبقات از مسلم بن حارث تميمى ، صحابى ساكن شام روايت مىكند كه پس از بازگشت من از سريّه‌اى كه در آن خونريزى نشد ، حضرت لطف و سپاسى كرد و فرمود : نامه‌اى برايت مىنويسم و تو را براى پيشوايان مسلمين بعد از خود سفارش مىكنم . سپس نامه‌اى نوشت و مهر كرد و چيزى به من عطا نمود . حارث پسر مسلم بن حارث گويد : عمر بن عبد العزيز مرا احضار كرد و چيزى عطا نمود و گفت مىتوانستم اين عطا را بدون احضار به تو برسانم ، اما خواستم حديث پدرت را از خودت بشنوم . حارث گويد كه من هم حديث را براى عمر بن عبد العزيز بازگفتم . « 1 » ( 2 ) آيا پيغمبر ( ص ) به دست خود چيزى نوشته است يا نه ؟ در قصه صلح حديبيه در الصحيح آمده است كه پيغمبر ( ص ) على ( ع ) را فراخواند و فرمود بنويسد « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * » . سهيل گفت : من اين [ عبارت ] را نمىشناسم ، بنويس « باسمك اللهم » . پيغمبر ( ص ) به على ( ع ) فرمود همين را بنويس و على ( ع ) نوشت . سپس

--> ( 1 ) . نيز ر . ك : ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 196 .